کانون گفت‌وگو برای گسترش و ترویج دیالوگ فعالیت می‌کند.

قطعی‌ترین ویژگی جهان، عدم‌قطعیت است


مقدمه نشست

دومین جلسه از سلسله‌نشست‌های «از تعلیق و بی‌ثباتی خسته‌ام؛ کمک!» با حضور جمعی از علاقه‌مندان در محل کانون گفت‌وگو برگزار شد. در این نشست، مهندس مهدی فیروزان به موضوع تعلیق، عدم‌قطعیت، ابهام و شیوه‌های مواجهه انسان با وضعیت‌های نامعلوم پرداخت.

در آغاز جلسه، سخنران با اشاره به اینکه انسان همواره در جهانِ پرابهام و تعلیق‌گونه زندگی می‌کند، بیان کرد که بافت جهان، تعلیق است و شاید بتوان گفت قطعی‌ترین ویژگی جهان، عدم‌قطعیت آن است. از این منظر، تعلیق نه یک اتفاق استثنایی، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی انسان است.


محورهای اصلی نشست

۱. جهان در وضعیت تعلیق

در بخش نخست نشست، توضیح داده شد که بسیاری از تجربه‌های انسانی با مفاهیم دینی و فلسفی پیوند دارند. در ادیان ابراهیمی نیز یکی از مهم‌ترین گزاره‌ها این است که انسان در جهانی آمیخته با تعلیق و عدم‌قطعیت زندگی می‌کند.

از نگاه سخنران، خداوند مطلق است، اما انسان موجودی نسبی است؛ بنابراین آگاهی، علم، قدرت و فهم انسان از جهان نیز نسبی و محدود است. به همین دلیل، زندگی انسان همواره با ابهام همراه است.

حتی در حوزه علوم تجربی نیز دانشی که امروز در اختیار داریم، ممکن است فردا دگرگون شود. علمی که امروز معتبر است، نسبت به گذشته تغییر کرده و در آینده نیز تغییر خواهد کرد. همین تغییرپذیری، ذهن انسان را از قطعیت مطلق دور کرده و به سوی پذیرش عدم‌قطعیت می‌برد.


۲. تعلیق و معنای زندگی

یکی از محورهای اصلی نشست، نسبت میان تعلیق و معنای زندگی بود. در این بخش مطرح شد که انسان برای عبور از تعلیق، نیازمند ساختن معناست.

مهندس فیروزان تأکید کرد که: مهم‌ترین کار در زمان تعلیق این است که بتوانیم معنایی برای زندگی بسازیم تا از این شرایط عبور کنیم و به فردایی برسیم که در آن برنامه‌ریزی ممکن‌تر و آینده روشن‌تر باشد.

در ادامه اشاره شد که تعلیق، معنا دادن و مسئولیت‌پذیری در برابر زندگی، تار و پود وجود انسان را می‌سازند. انسان در وضعیت تعلیق تنها قربانی شرایط نیست، بلکه همچنان می‌تواند در برابر زندگی، انتخاب، معنا و مسئولیت داشته باشد.

در همین زمینه به این جمله اشاره شد:

زندگی نسنجیده ارزش زیستن ندارد.

همچنین توصیه شد برای فهم بهتر معنا در بحران و تعلیق، آثار ویکتور فرانکل مورد مطالعه قرار گیرد.


۳. واکنش‌های انسان در برابر مشکلات

در نشست مطرح شد که انسان در مواجهه با مشکلات و وضعیت‌های بحرانی، معمولاً با سه راه کلی روبه‌رو می‌شود:

  1. تسلیم
  2. فرار
  3. شورش

اما این سه راه همیشه به حل مسئله منجر نمی‌شوند. انسانِ بالغ کسی است که بتواند وضعیت تعلیق را بشناسد، آن را انکار نکند و در عین حال، در آن متوقف و فلج نشود.

در اینجا گفته شد که یکی از خطرات مهم تعلیق، فلج‌شدگی ذهن است؛ یعنی انسان آن‌قدر در ابهام و ناتوانی از پیش‌بینی آینده گرفتار می‌شود که دیگر توان تصمیم‌گیری، حرکت و معنا دادن به زندگی را از دست می‌دهد.


۴. خودپنداره انسان در شرایط تعلیق

در بخش دیگری از نشست، به این موضوع پرداخته شد که انسان در شرایط بحرانی و تعلیق، خود را چگونه می‌بیند. سه نوع خودپنداره در این زمینه مطرح شد:

الف) خودپنداره قربانی

در این وضعیت، فرد خود را کاملاً قربانی شرایط بیرونی می‌بیند و احساس می‌کند هیچ نقشی در وضعیت خود ندارد.

ب) خودپنداره مسئول

در این نگاه، فرد می‌پذیرد که شاید همه چیز در اختیار او نباشد، اما همچنان در برابر نوع نگاه، واکنش، انتخاب و رفتار خود مسئول است.

ج) خودپنداره خودشیفته

در این وضعیت، فرد گمان می‌کند باید همه چیز مطابق میل او پیش برود و جهان موظف است خواسته‌های او را برآورده کند.

تأکید شد که در شرایط تعلیق، عبور از خودپنداره قربانی و خودشیفته و نزدیک شدن به خودپنداره مسئول، یکی از راه‌های مهم حفظ سلامت روان و کرامت انسانی است.


نکات کلیدی مطرح‌شده در نشست

در طول جلسه، چند گزاره مهم بارها مورد تأکید قرار گرفت:

  • بافت جهان، تعلیق است.
  • قطعی‌ترین ویژگی جهان، عدم‌قطعیت است.
  • انسان همواره در چالش تعلیق زندگی می‌کند.
  • شرایط تعلیق، زمان تصمیم‌های ناگهانی، بزرگ، پرهزینه و غیرقابل‌جبران نیست.
  • در تعلیق، انسان باید بتواند معنا بسازد.
  • اگر نمی‌توان جهان را تغییر داد، باید تصمیم گرفت خود را تغییر داد.
  • مرکز ثقل باید از بیرون به درون منتقل شود.
  • کرامت فردی در بحران باید حفظ شود.
  • فرآیندگرایی یکی از راه‌های در امان ماندن از فشار تعلیق است.
  • هنر معلق بودن و معلق ماندن، بخشی از مهارت زیستن است.
  • انتخاب زاویه نگاه، آخرین امکان انسان برای تحمل و عبور از تعلیق است.
  • به میزانی که انسان به خود حق زندگی می‌دهد، زنده است.

راهکارها و تکنیک‌های عبور از تعلیق

در ادامه نشست، مجموعه‌ای از راهکارها و تکنیک‌های عملی برای زیستن در شرایط تعلیق مطرح شد. این تکنیک‌ها در چند محور دسته‌بندی می‌شوند.


۱. پذیرش عدم‌قطعیت

نخستین گام، درک و به‌رسمیت‌شناختن عدم‌قطعیت است. انسان باید بپذیرد که قرار نیست همه چیز روشن، قابل پیش‌بینی و تحت کنترل او باشد.

در این بخش گفته شد:

ستاره قطبی ما باید این باشد که عدم‌قطعیت، قطعی‌ترین اتفاق زندگی است.

پذیرش عدم‌قطعیت باعث می‌شود توقع انسان از جهان واقعی‌تر شود و کمتر دچار آشفتگی ناشی از کنترل‌ناپذیری شرایط گردد.


۲. پذیرش تعلیق به‌عنوان بخشی از زندگی

تعلیق نباید صرفاً به‌عنوان یک فاجعه یا پایان زندگی تلقی شود. تعلیق بخشی از زندگی است و از آنجا که زندگی جریان دارد، تعلیق نیز می‌تواند پایان‌پذیر باشد.

در نشست مطرح شد که:

تعلیق اثبات این است که زندگی هنوز جاری است.

بنابراین، انسان باید یاد بگیرد که در شرایط نامعلوم نیز زندگی کند، نه اینکه زندگی را تا زمان رفع کامل ابهام متوقف کند.


۳. پرهیز از تصمیم‌های شتاب‌زده و غیرقابل‌جبران

یکی از مهم‌ترین توصیه‌های نشست این بود که شرایط تعلیق، زمان تصمیم‌های ناگهانی، بزرگ، هزینه‌بر و غیرقابل‌جبران نیست.

در وضعیت ابهام، اطلاعات کافی برای تصمیم‌گیری کامل وجود ندارد. بنابراین تصمیم‌های بزرگ در این شرایط ممکن است پیامدهای سنگینی داشته باشند.

نمونه‌هایی از تصمیم‌هایی که بهتر است در اوج تعلیق با احتیاط بیشتری گرفته شوند:

  • تصمیم‌های جدی مالی
  • تغییرات بزرگ شغلی
  • قطع روابط مهم
  • مهاجرت یا جابه‌جایی ناگهانی
  • تصمیم‌های هیجانی و واکنشی

۴. کوچک کردن هدف‌های بزرگ

یکی از راهکارهای مهم عبور از تعلیق، کوچک کردن هدف‌های بزرگ به هدف‌های ریزتر است.

وقتی هدف بزرگ در شرایط تعلیق دست‌نیافتنی به نظر می‌رسد، انسان می‌تواند آن را به هدف‌های کوچک‌تر، عملی‌تر و کوتاه‌مدت‌تر تقسیم کند. اگر هم هدف بزرگ در حال حاضر قابل تحقق نیست، می‌توان تا زمان پایان تعلیق، هدف‌های کوچک‌تری تعریف کرد تا فرد از حرکت بازنماند.


۵. ایجاد لذت‌های کوچک

در نشست تأکید شد که در دوران تعلیق، لذت‌های کوچک می‌توانند نقش نجات‌بخش داشته باشند.

گاهی انسان نمی‌تواند شادی بزرگ یا آرامش کامل را تجربه کند؛ اما می‌تواند لحظه‌های کوچک لذت، آسودگی یا زیبایی برای خود بسازد.

نمونه‌هایی از لذت‌های کوچک:

  • نوشیدن یک چای آرام
  • قدم زدن کوتاه
  • دیدن یک فیلم خوب
  • گوش دادن به موسیقی
  • نوشتن
  • تماس با یک دوست امن
  • مرتب کردن یک گوشه از خانه
  • دیدن طبیعت
  • رسیدگی به خواب و خوراک

همچنین گفته شد:

اگر نمی‌توانی خودت را خوشحال کنی، دیگری را خوشحال کن.

بخشیدن لذت کوچک به دیگری، می‌تواند خود فرد را نیز از انجماد روانی بیرون بیاورد.


۶. پرهیز از کمال‌گرایی

یکی از تله‌های بزرگ در تعلیق، کمال‌گرایی است. انسان کمال‌گرا در شرایط مبهم، چون نمی‌تواند بهترین تصمیم یا کامل‌ترین مسیر را پیدا کند، ممکن است هیچ کاری نکند.

در این بخش تأکید شد که:

  • در تعلیق، کامل بودن هدف نیست.
  • کافی بودن، گاهی نجات‌بخش‌تر از کامل بودن است.
  • حرکت کوچک بهتر از توقف کامل است.
  • تصمیم کم‌هزینه بهتر از تصمیم بزرگ و غیرقابل‌جبران است.

همچنین باید از امیدهای واهی و رؤیاپردازی‌های غیرواقعی نیز پرهیز کرد؛ زیرا این‌ها ممکن است فرد را از مواجهه واقعی با شرایط دور کنند.


۷. نوشتن افکار

یکی از تکنیک‌های عملی برای رهایی از آشفتگی ذهنی در تعلیق، نوشتن هر آن چیزی است که در ذهن می‌گذرد.

وقتی ذهن پر از نگرانی، ترس، فرضیه، احتمال و گفت‌وگوی درونی است، نوشتن می‌تواند به تخلیه روانی و شفاف‌تر شدن وضعیت کمک کند.

پیشنهاد شد فرد بدون سانسور بنویسد:

  • از چه می‌ترسم؟
  • چه چیزهایی در اختیار من است؟
  • چه چیزهایی در اختیار من نیست؟
  • چه کاری امروز می‌توانم انجام دهم؟
  • اگر بخواهم کم‌هزینه‌تر عبور کنم، چه انتخابی بهتر است؟
  • چه کاری می‌کنم که در آینده برای من هزینه کمتر و دستاورد بیشتر داشته باشد؟

۸. انتقال مرکز ثقل از بیرون به درون

یکی از گزاره‌های کلیدی نشست این بود:

اگر نمی‌توانی جهان را تغییر دهی، تصمیم بگیر خودت را تغییر دهی.

در شرایط تعلیق، بسیاری از عوامل بیرونی در اختیار انسان نیستند. اما انسان همچنان می‌تواند روی درون خود، نگاه خود، ارزش‌های خود و نحوه مواجهه خود کار کند.

در این بخش گفته شد که انسان باید مرکز ثقل خود را از بیرون به درون منتقل کند؛ یعنی به جای اینکه تمام آرامش او وابسته به تغییر جهان بیرون باشد، بخشی از اتکای خود را در درون بسازد.

نمونه‌های این تغییر درونی:

  • شجاع بودن
  • راستگو بودن
  • صداقت در بحران
  • حفظ کرامت فردی
  • انتخاب زاویه نگاه
  • وفاداری به ارزش‌های شخصی
  • توجه به تجربه‌های گذشته خود و دیگران در عبور از تعلیق

۹. تلقین، تکرار و ذکر

در نشست اشاره شد که تلقین و تکرار می‌توانند در عبور از تعلیق نقش داشته باشند. انسان می‌تواند با تکرار گزاره‌های آرام‌کننده و معنادار، ذهن خود را از فروپاشی و آشفتگی دور کند.

برای نمونه:

من از این تعلیق سالم عبور می‌کنم.

این وضعیت هم می‌گذرد.

من همه چیز را کنترل نمی‌کنم، اما می‌توانم قدم بعدی را بردارم.

من قربانی صرف نیستم؛ من مسئول واکنش خود هستم.

همچنین گفته شد که اذکار، تکرارهای معنادار و تمرین‌های منظم ذهنی می‌توانند نوعی الگوریتم روانی برای آرام‌سازی ذهن ایجاد کنند.


۱۰. پرهیز از کلیشه‌های موفق قبلی

یکی از نکات مهم جلسه این بود که موفقیت‌های قبلی در عبور از بحران‌ها نباید باعث غرور یا تکرار مکانیکی راه‌حل‌های گذشته شود.

هر تعلیق، ویژگی خاص خود را دارد. بنابراین ممکن است راه‌حلی که در گذشته موفق بوده، امروز کارآمد نباشد.

در این بخش مطرح شد:

  • نباید به حل تعلیق‌های قبلی مغرور شد.
  • کلیشه‌های موفق قبلی گاهی خلاقیت را از انسان می‌گیرند.
  • روتین‌ها باید متناسب با شرایط جدید بازنویسی شوند.
  • گاهی انسان باید نظم‌ها و عادت‌های قبلی خود را دوباره طراحی کند.

۱۱. گفت‌وگو با انسان‌های امن

یکی از راه‌های مهم عبور از تعلیق، گفت‌وگو با انسان‌های امن و قابل اعتماد است.

در تعلیق، انسان نیاز دارد جایی باشد که بتواند بدون ترس از قضاوت، احساسات خود را بیان کند. چنین رابطه‌هایی باید پیدا و ساخته شوند.

ویژگی‌های انسان امن:

  • قضاوت‌گر نیست.
  • شنونده است.
  • رازدار است.
  • آرامش ایجاد می‌کند.
  • احساسات فرد را به رسمیت می‌شناسد.
  • فرد را تحقیر یا سرزنش نمی‌کند.

در همین زمینه، به اهمیت به‌رسمیت‌شناختن احساس یکدیگر و وقت گذاشتن روزانه برای آن احساس اشاره شد.


۱۲. به‌رسمیت‌شناختن خواسته‌ها، استقلال و حریم شخصی

در نشست مطرح شد که به‌رسمیت‌شناختن خواسته‌ها و استقلال آدم‌ها و همچنین داشتن حریم‌های شخصی، می‌تواند به آرامش روان کمک کند.

در شرایط تعلیق، افراد ممکن است به دلیل اضطراب، بیش از حد به یکدیگر فشار بیاورند یا بخواهند رفتار دیگران را کنترل کنند. اما پذیرش استقلال دیگری و حفظ حریم شخصی، هم به رابطه‌ها کمک می‌کند و هم تنش روانی را کاهش می‌دهد.


۱۳. پرهیز از ارتباط‌های عذاب‌آور

در دوران تعلیق، ارتباط با افراد یا موقعیت‌های عذاب‌آور می‌تواند فرسودگی روانی را شدیدتر کند.

بنابراین یکی از راهکارهای مهم این است که فرد تا حد امکان از تماس مداوم با کسانی که اضطراب، تحقیر، فشار، ناامیدی یا آشفتگی ایجاد می‌کنند، فاصله بگیرد.


۱۴. شبکه‌سازی و تعلق به گروه‌ها

در نشست تأکید شد که تعلق به گروه‌ها و شبکه‌های انسانی، می‌تواند در دوران تعلیق بسیار کمک‌کننده باشد.

عضویت در جمع‌های امن و معنادار این پیام را به ذهن انسان می‌دهد که:

  • من تنها نیستم.
  • هنوز قابل معاشرتم.
  • هنوز دوست‌داشتنی هستم.
  • هنوز بخشی از یک جمع هستم.
  • هنوز زندگی اجتماعی من ادامه دارد.

در این بخش به این جمله اشاره شد:

به میزانی که به خودت حق حیات می‌دهی، حیات می‌کنی.


۱۵. عشق ورزیدن و در آغوش کشیدن

یکی از نکات انسانی و مهم نشست، تأکید بر نقش عشق ورزیدن، تماس انسانی و در آغوش کشیدن بود.

در دوران تعلیق، بغل کردن و در آغوش کشیده شدن می‌تواند به‌شدت آرام‌بخش باشد. این تجربه به انسان حس امنیت، تعلق و زنده بودن می‌دهد.

البته این امر باید با رضایت، احترام و حفظ حریم طرف مقابل همراه باشد.


۱۶. ارتباط‌های نجات‌بخش

در بخش دیگری از نشست، چهار نوع ارتباط مهم به‌عنوان شاه‌کلید عبور از تعلیق مطرح شد:

  1. ارتباط با خود
  2. ارتباط با طبیعت
  3. ارتباط با دیگری
  4. ارتباط با آسمان / امر معنوی

این ارتباط‌ها می‌توانند انسان را از انزوا، اضطراب و فروبستگی ذهنی بیرون بیاورند.


۱۷. توجه به غم و شادی

در نشست به نسبت میان غم، شادی و اصالت نیز اشاره شد.

گفته شد که غم، انسان را هم با خودش روبه‌رو می‌کند و هم او را قادر می‌سازد غم دیگران را بهتر بفهمد. از این منظر، غم می‌تواند ابزاری برای عمیق‌تر شدن و رسیدن به اصالت باشد.

در عین حال مطرح شد:

شادی و لذت اصیل‌اند، اما غم اصیل نیست؛ غم ابزاری است که می‌تواند ما را به اصالت نزدیک کند.

بنابراین هدف، ماندن در غم نیست؛ بلکه عبور آگاهانه از آن و رسیدن به فهم عمیق‌تر از خود و زندگی است.


۱۸. توجه به خواب و خوراک

در پایان تکنیک‌ها، بر اهمیت مراقبت از بدن تأکید شد. در شرایط تعلیق، بدن انسان به‌راحتی فرسوده می‌شود و این فرسودگی می‌تواند ذهن را نیز آشفته‌تر کند.

بنابراین توجه به موارد زیر ضروری است:

  • خواب کافی
  • تغذیه منظم
  • پرهیز از گرسنگی طولانی
  • نوشیدن آب کافی
  • کاهش مصرف محرک‌ها
  • فعالیت بدنی سبک
  • حفظ ریتم روزانه زندگی

۱۹. فرآیندگرایی به جای نتیجه‌گرایی

یکی از راه‌های مهم در امان ماندن از فشار تعلیق، فرآیندگرایی است. در شرایطی که نتیجه نامعلوم است، تمرکز بیش از حد بر نتیجه، اضطراب را افزایش می‌دهد.

اما اگر فرد به فرآیند توجه کند، یعنی بپرسد «امروز چه قدم کوچکی می‌توانم بردارم؟»، از فلج‌شدگی ذهنی فاصله می‌گیرد.

فرآیندگرایی یعنی تمرکز بر:

  • قدم بعدی
  • کار کوچک ممکن
  • مراقبت روزانه
  • انتخاب کم‌هزینه‌تر
  • حفظ معنا
  • ادامه دادن زندگی

۲۰. امیدسازی در شرایط تعلیق

در نشست به کتاب و فیلم «یعقوب کذاب» اشاره شد؛ اثری که می‌تواند از منظر ساختن امید در شرایط سخت و عبور از تعلیق مورد توجه قرار گیرد.

در این زمینه مطرح شد که امید در تعلیق، لزوماً به معنای خوش‌بینی ساده‌لوحانه نیست؛ بلکه گاهی امید یعنی توانایی زنده نگه داشتن معنا، ارتباط، حرکت و امکان فردا.


جمع‌بندی نهایی نشست

در جمع‌بندی نشست، تأکید شد که تعلیق بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی انسان است و انسان نمی‌تواند همواره در جهانی کاملاً روشن، قابل پیش‌بینی و قطعی زندگی کند.

اما در برابر تعلیق، انسان بی‌دفاع و قربانی صرف نیست. او می‌تواند با پذیرش عدم‌قطعیت، ساختن معنا، کوچک کردن هدف‌ها، ایجاد لذت‌های کوچک، حفظ ارتباط‌های امن، پرهیز از تصمیم‌های شتاب‌زده، مراقبت از بدن و انتقال مرکز ثقل از بیرون به درون، از وضعیت تعلیق عبور کند.

مهم‌ترین پیام نشست این بود که:

اگر نمی‌توانیم جهان را تغییر دهیم، می‌توانیم خودمان، زاویه نگاهمان و شیوه مواجهه‌مان با جهان را تغییر دهیم.

و در نهایت، هنر زیستن در تعلیق یعنی یاد گرفتن اینکه چگونه در وضعیت نامعلوم، همچنان زندگی کنیم، معنا بسازیم، مسئول بمانیم و برای لحظه بعد آماده باشیم.


ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.