کانون گفت‌وگو برای گسترش و ترویج دیالوگ فعالیت می‌کند.

گفت‌وگوهای ناب دو اندیشمند ایرانی و فرانسوی در خانه ذوالمجدِ خیابان بهار

گفت‌وگوهای فلسفی میان هانری کربن و علامه طباطبایی که از نیمه دوم دهه ۳۰ در خانه احمد ذوالمجد طباطبایی در تهران انجام می‌شد، از جمله عالی‌ترین نمونه‌های گفت‌وگو در ایران معاصر است.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی کانون گفت‌وگو، سکونت کردن در جایی و مکانی و منزل و ماوایی داشتن مهم‌ترین دغدغه بسیاری از انسان‌هاست. در باور متعالی خانه محل اندیشیدن است. بسیاری از متفکران و اندیشمندان تاریخ تفکر بشری به معماری و ساختمان اهمیت داده و درباره آن به عنوان عنصری که انسان را به عنوان موجودی «در مکانی» تعریف می‌کنند، سخن‌ها سر داده‌اند.

مارتین هایدگر کلبه‌ای کوهستانی در توتنابورگ در جنگل‌سیاه داشت که در آن می‌نوشت و با بسیاری از شاگردان و همچنین اندیشمندان دیگر بلاد دیدار و گفت‌وگو می‌کرد. درباره کلبه هایدگر گفته‌اند: «این کلبه‌ چوبی تأکیدی بر یک جایگاه بی‌نقص برای تبلور تفکر هایدگر در هم‌بندی بنیادی مابین زمین و آسمان، سکونت، بنا و هستی بود.»

در ایران معاصر نیز کم نبودند خانه‌هایی که به محلی برای گفت‌وگو و اندیشیدن شهره بودند. در منابع تاریخ شفاهی از خانه مرحوم احمد ذوالمجد طباطبایی، حقوق‌دان و وکیل دادگستری در خیابان بهار، خانه استاد سیدعبدالله انوار در منطقه دزاشیب و منزل مرحوم امیرحسین جهانبگلو  در همین باره نام برده شده است. خانه‌هایی که معماری خاصی هم داشتند.

منزل مرحوم ذوالمجد طباطبایی در خیابان بهار تهران، محل گفت‌وگوهای هانری کربن با علامه طباطبایی به عبارتی محل گفت‌وگو میان فلسفه‌ غرب و شرق بود. به مناسبت هفته کتاب و همچنین ۲۴ آبان، سالروز بزرگداشت علامه طباطبایی، گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی کانون گفت‌وگو درباره این جلسات گفت‌وگویی را می خوانید.

 

خانه ذوالمجد طباطبایی و گفت‌وگوهای فلسفی شرق و غرب

گفت‌وگوهای بین علامه طباطبایی و هانری کربن در منزل ذوالمجد طباطبایی، از اوایل سال 1338 آغاز شد و در نهایت نیز از دل آن جلسات گفت‌وگو، کتاب «مکتب تشیع» در سال 1339 منتشر شد. این کتاب پس از تجدیدنظر و همچنین اضافه کردن یادداشت‌ها و حواشی علامه و کربن با نام «شیعه؛ مذاکرات و مکاتبات پروفسور هانری کربن با علامه سیدمحمدحسین طباطبایی» درآمد و هم‌اکنون نیز با همین عنوان به همت انتشارات موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران بازنشر می‌شود.

مهم‌ترین نکته در این جلسات این بود که علیرغم نداشتن زبان گفت‌وگویی مشترک (چرا که کربن به دلایلی به فارسی صحبت نمی‌کرد و علامه هم زبان فرانسه نمی‌دانست) و بودن مترجم، این دو اندیشمند در مباحث خودشان تفاهم کامل داشتند.

درباره این جلسات گفت‌وگویی در منابع تاریخ شفاهی مطالب جالب و جذابی وجود دارد. دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی که خود در این جلسات حضور داشت می‌گوید: «هانری کربن هر سال چهار یا پنج ماه را برای تحقیقاتش به ایران می‌آمد. در آن ایام هر دو هفته یکبار در تهران جلسه‌ای تشکیل می‌شد که مرحوم علامه طباطبایی از قم به تهران تشریف می‌بردند و با ایشان گفت‌وگو می‌کردند. البته در آن جلسه تنها مرحوم علامه و هانری کربن نبودند. بلکه بعضی اساتید دانشگاه نیز حضور داشتند. بنده و مرحوم صائنی زنجانی از ایشان خواهش کردیم که در رکابشان به تهران برویم و در آن جلسات شرکت کنیم و ایشان هم خواهش ما را پذیرفتند…

من یادم هست که می‌رفتم بلیط اتوبوس شمس‌العماره می‌گرفتم و اتوبوس سوار می‌شدیم و می‌آمدیم شمس‌العماره تهران پیاده می‌شدیم. از آنجا تاکسی می‌گرفتیم و به محل جلسه و خدمت ایشان می‌رفتیم. محل جلسه منزلی در خیابان بهار بود که متعلق به مرحوم ذوالمجد طباطبایی بود. ایشان وکیل دادگستری بودند ولی به مباحث فلسفی و عرفانی نیز علاقه‌مند بود. به سبب این علاقه از اعضای جلسه پذیرایی می‌کردند و جلسه در منزل ایشان تشکیل می‌شد.» (آینه‌های فیلسوف، ص 40)

 

ویژگی‌های خانه ذوالمجد و افراد حاضر در جلسات گفت‌وگو

در این جلسات گفت‌وگویی بجز علامه طباطبایی، هانری کربن، ذوالمجد طباطبایی دیگرانی چون دکتر عیسی سپهبدی، دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، آیت‌الله محمد اسماعیل صائنی زنجانی، حجت‌اسلام سیدهادی خسروشاهی، آیت‌الله مکارم شیرازی، دکتر سیدجواد مناقبی و شهید مرتضی مطهری حضور داشتند.

به نوشته دکتر ابراهیمی دینانی منزل مرحوم احمد ذوالمجد طباطبایی خانه باغی بزرگ در خیابان بهار بود. دکتر سیدحسین نصر نیز درباره این خانه نوشته است: «منزل ایشان باغ زیبایی واقع در خیابان بهار در شمال خیابان شاهرضا بود. (در جست‌وجوی امر قدسی، ص 122).

شاید کامل‌ترین توصیف درباره این خانه را دکتر داریوش شایگان گفته باشد: «نخستین دیدارم را با او در این محفل خوب به یاد دارم که در منزل آقای ذوالمجد طباطبایی بود. ما پنج یا شش نفر بودیم، نشسته در باغی محصور با درختان سرو و آبی که در حوض صلیب شکل فرو می‌ریخت و باغ را تازه و خنک می‌کرد. (زیر آسمان‌های جهان، ص 134).

 

شیوه ارتباط در این گفت‌وگوها

همانطور که اشاره شد گفت‌وگوهای میان علامه طباطبایی و هانری کربن با واسطه مترجم بود. گویا ابتدا عیسی سپهبدی این ترجمه را انجام می‌داد و پس از پیوستن سیدحسین نصر به این جلسات گفت‌وگوها را او ترجمه می‌کرد.

نصر در این باره می‌گوید: «دکتر عیسی سپهبدی مترجم بود. از زمانی که من به این جلسات می‌رفتم کار ترجمه بیشتر با من بود و شایگان را هم به آنجا بردم و این‌گونه بود که او با علامه طباطبایی آشنا شد. شایگان را به علامه طباطبایی و کربن معرفی کردم.» (در جست‌وجوی امر قدسی، ص 124)

داریوش شایگان نیز درباره ارتباط گفت‌وگویی در این جلسات می‌گوید: «گفت‌وگو به دو زبان بود. کربن به فرانسه سخن می‌گفت. فارسی را بسیار خوب می‌فهمید، اما از آنجا که گوشش سنگین بود، جرات حرف زدن [به فارسی را] نداشت. سوالاتش را به فرانسه مطرح می کرد که به فارسی ترجمه می‌شد و علامه طباطبایی به فارسی پاسخ می‌داد که سخنانش به فرانسه برمی‌گشت. بنابراین نوعی ترجمه دو سویه در کار بود. معمولا دکتر سیدحسین نصر کار دشوار این ترجمه دو سویه را با چیرگی تمام به انجام می‌رساند و در غیاب او این وظیفه بر عهده من قرار می‌گرفت.» (زیر آسمان‌های جهان، ص 135)

عجیب است که طرفین این گفت‌وگو علیرغم اینکه زبان مشترکی برای ارتباط نداشتند، اما همدل و هم‌زبان بودند. شایگان می‌گوید: «علیرغم وجود مشکل ارتباط و صافی ترجمه، جریان میان دو بزرگوار به‌خوبی می‌گذشت. هر دو بر یک طول موج بودند و درباره سرنوشت فلسفه در ایران همعقیده بودند. کلمه تاویل در آنجا زیاد شنیده می‌شد. (همان، ص 134).

شایگان در کتاب مشهوری که درباره کربن نوشته از لبخند رضایت کربن به مناسبت همدلی و داشتن منشا مشترک در گفت‌وگویش با علامه یاد کرده است. (آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی، ص 44) دکتر غلامرضا اعوانی هم در پیشگفتار خود بر کتاب «شیعه» این گفت‌وگوها را نمونه بارزی از هم‌زبانی، همدلی و تفاهم حقیقی بین فرهنگ‌ها یاد کرده است.

 

مباحث طرح شده در جلسات گفت‌وگویی کربن و علامه طباطبایی

هانری کربن اعتقاد داشت که تا زمان او هرچه مطالب درباره شیعه در کتاب‌ها و یا دانشنامه‌ها و دایرةالمعارف‌های جهانی نوشته شده و در دانشگاه‌های مغرب زمین تدریس می‌شود، همه حاصل کار پژوهش‌گران و صاحب‌نظران اهل سنت است و مستشرقان نیز در کتاب‌های خود بیشتر شیعه را از دریچه نگاه متفکران اهل سنت دیده‌اند. این مسئله باعث شده تا آرا و افکار فلاسفه و اندیشمندان شیعی چون شیخ اشراق، سیدحیدر آملی، ملاصدرا و… مطرح نشود. به همین دلیل نیز خود کربن تمام تلاش خود را برای احیای متون فلسفی و شیعی به کار برد.

علامه طباطبایی نیز متفکر شیعی بود که در راه احیای فلسفه اسلامی در حوزه‌ علمیه قم بسیار کوشید. روش عقلانی علامه در تفسیر قرآن، تاریخ و حتی فقه بسیار جالب توجه است. علامه دغدغه فلسفه نیز داشت و از طریق گفت‌وگو با کربن با تحولات به‌روز جهان فلسفه آشنا می‌شد. بنابراین در این گفت‌وگوها طرفین به تکمیل معلومات خود می‌کوشیدند. علامه بعدها از این جلسات به عنوان تنها دریچه خود برای دیدن تحولات فلسفی جهان یاد کرد.

همان‌طور که اشاره شد محتوای این جلسات بعدها در کتابی با نام «شیعه» منتشر شد. بنابراین محتوای کلی جلسات روش فلسفی شیعی یا جایگاه فلسفه در تفکر شیعی بود و در حین بحث طرفین به فراخور به مباحث فلسفه و عرفان تطبیقی نیز می‌پرداختند.

دکتر ابراهیمی دینانی درباره مباحث آن جلسات می‌گوید: «در آن جلسه هم بیشتر مباحث فلسفی مطرح می‌شد. هانری کربن به فلسفه غرب احاطه عجیبی داشت و مسائل اسلامی را هم خوب مطالعه کرده بود. بعضی از شبهاتی را که داشت و بعضی از مسائلی را که فکر می‌کرد در برخورد شرق و غرب مهم است نزد ایشان مطرح می‌کرد. ایشان سخن می‌گفت و مرحوم علامه هم هرکجا لازم بود نظر خودشان را اعلام می‌فرمودند. آن جلسه هم از جلسات پربار و سودمند بود.» (آینه‌های فیلسوف، ص 40)

شایگان در تک‌نگاری مهم خود درباره هانری کربن، درباره محتوای یک شب از آن جلسات نوشته است: «از مایه‌های عرفان نظری سخن می‌گفتیم که می‌بایست موضوع گفت‌وگوهایمان در آن سال باشد… یادم می‌آید کربن آن شب به موضوع نخستین گناه آدمی، به هبوط بشر پرداخت و از طرح این مشکل در قالب مسیحیت از علامه طباطبایی پرسید: «آیا عرفان اسلامی نیز به گناه آغازین معتقد است؟» سپس با نقل قولی از یک مولف فرانسوی افزود: «دو هزار سالی که از آن گناه آغازین می‌گذرد، کارمان را به جایی رسانده که دیگر از گناه بدمان نمی‌آید.»… علامه طباطبایی با صدای آرامی که به‌دشواری شنیده می‌شد در پاسخ گفت: «هبوط بشر، نقص یا عیب نیست. پس آنقدرها گناه هم نیست. اگر میوه ممنوع نبود، امکانات بی‌کران وجود هرگز به منصه ظهور نمی‌رسید. لبخند ستایشگر و تایید کننده کربن هرگز یادم نمی‌رود.» (کربن: آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی، ص 43)

 

سرانجام جلسات: اجبار علامه به ترک گفت‌وگو با کربن

عجیب است که این مقدار گفت‌وگو میان فلسفه شرق و غرب مورد تحمل برخی نبود. دکتر ابراهیمی دینانی در منبع دیگری درباره اعتراض برخی به این جلسات گفت‌وگویی میان علامه طباطبایی و هانری کربن می‌گوید: «اندکی پیش از انقلاب بعضی از دوستان انقلابی ما که لازم نیست اسم ببرم به من و آقای صائنی زنجانی گفتند که: این جلسه و تشکیل آن از اول کار درستی نبود، برای اینکه بعضی از دوستان جلسه شما این‌طور و آن طورند و خود هانری کربن را هم ما نمی‌دانیم کیست!… ما تا حالا تحمل کرده‌ایم ولی الان که قبل از انقلاب است و چیزی به انقلاب نمانده صلاح نیست که ادامه پیدا کند. شما به علامه طباطبایی بگویید که جلسه را تعطیل کند.»

دکتر دینانی ابتدا چیزی نمی‌گوید، چون هم نمی‌توانست این را به علامه بگوید و هم اینکه خودش نیز میل نداشت این جلسات تمام شود. با این اوصاف مدتی بعد بر اثر فشار همان آقایان این مطلب را به علامه گفت. باقی روایت را از زبان خود ابراهیمی دینانی بخوانیم: «بنابراین خدمت علامه عرض کردم که: «آقا دوستان پیش من آمده‌اند و می‌گویند: صلاح نیست این جلسه ادامه پیدا کند.» من الان وقتی آن صحنه و آن لحظه یاد می‌آید ناراحت می‌شوم و گریه‌ام می‌گیرد. ایشان یکدفعه حالش بد شد و رعشه مختصری که دستشان داشت، چند برابر شد و لب‌هایش لرزید و صورتش قرمز شد. وقتی آن چهره ایشان به خاطرم می‌آید ناراحت می‌شوم و گریه‌ام می‌گیرد. ایشان چیزی نگفت. چهار پنج دقیقه سکوت کرد و فقط چندبار گفت: عجب، عجب، عجب! بعد جمله‌ای گفتند که خیلی عجیب بود. ایشان فرمودند: «من به عنوان شخصی که در گوشه‌ای نشسته‌ام و چیز می‌نویسم، تنها راه من به جهان و تفکر جهانی و اینکه در جهان چه می‌گذرد. این جلسه است. تنها راه من به تفکر جهانی این یک جلسه است. این را هم نمی‌توانند برای من ببینند.» (سرشت و سرنوشت، صص 248 و 249)

…………

منابع

جهانبگلو، رامین (1389). در جست‌وجوی امر قدسی: گفت‌وگوی رامین جهانبگلو با سیدحسین نصر. ترجمه سیدمصطفی شهرآیینی. چاپ پنجم. تهران: نشر نی.

جهانبگلو، رامین (1387). زیر آسمان‌های جهان: گفت‌وگوی داریوش شایگان با رامین جهانبگلو. ترجمه نازی عظیما. چاپ پنجم. تهران: نشر و پژوهش فرزان.

شایگان، داریوش (1385). هانری کربن: آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی. ترجمه باقر پرهام. چاپ چهارم. تهران: نشر و پژوهش فرزان.

فیضی، کریم (1387). سرشت و سرنوشت: گفت‌وگو با دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی. تهران: انتشارات اطلاعات.

نصری، عبدالله (1383). آینه‌های فیلسوف: گفت‌وگوهایی درباب زندگی، آثار و دیدگاه‌های استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی. چاپ دوم. تهران: انتشارات سروش.

و

پیشگفتار دکتر غلامرضا اعوانی بر کتاب «شیعه: مذاکرات و مکاتبات پرفسور هانری کربن با علامه سیدمحمدحسین طباطبایی. چاپ هفتم (1393). انتشارات موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران.

نظر خود را با در میان بگذارید

ایمیل شما در اختیار کسی قرار نخواهد گرفت.