
از رنگ و رایحه تا خلوت و مهارت؛ تمرینهایی برای تابآوری در روزهای دشوار
۷۹۹ واژه، ۴ دقیقه زمان خواندن
در جلسه دوم، دکتر مهدی دوایی در ابتدای جلسه با اشاره به ارتباط میان نورونهای مغز توضیح داد که چگونه ارتباط نورونی با افزیش تابآوری در ارتباط است. ایشان در ادامه به تقویت و توجه به موضوعات به ظاهر ساده اما مهمی اشاره کردند که به تاب آوری انسان در روزهای دشوار کمک میکند.
- رنگها
نخستین موضوع جلسه، توجه به رنگها بود. از شرکتکنندگان خواسته شد رنگهایی را که به آنها احساس آرامش، نشاط یا رضایت میدهد شناسایی کنند و ببینند این رنگها چه جایگاهی در لباس، وسایل شخصی و فضای خانه آنها دارند.
در این بخش تأکید شد که انتخاب رنگ فقط موضوعی مربوط به سلیقه یا مد نیست. افراد میتوانند آگاهانه از رنگهایی استفاده کنند که به بهترشدن حالشان کمک میکند.
همچنین گفته شد که علاقه یا بیعلاقگی به بعضی رنگها ممکن است با خاطرات و تجربههای گذشته پیوند داشته باشد. به همین دلیل، توجه به احساسی که هر رنگ در ما ایجاد میکند، میتواند بخشی از شناخت بهتر خود باشد.
- رایحه
در ادامه، شرکتکنندگان درباره بوهایی صحبت کردند که برایشان آرامشبخش یا خاطرهانگیز است. و از حاضران درخواست شد که این تجربهها را به زندگی روزمره خود بازگردانند و بوهایی را که باعث ایجاد احساس خوب در آنها میشود، جدی بگیرند. همچنین توضیح داده شد که بعضی رایحهها ممکن است بدون آنکه فرد در ابتدا متوجه باشد، خاطرهای خوشایند یا ناخوشایند را در ذهن او زنده کنند.
- مکان
موضوع بعدی، شناسایی مکانهایی بود که فرد در آنها احساس امنیت، آرامش و سرزندگی دارد. این مکان میتواند بخشی از خانه، یک مسجد، حرم، پارک، مدرسه دوران کودکی، کافه یا هر فضای دیگری باشد.
- تمرین زندگی در زمان حال
یکی از محورهای اصلی جلسه، زندگی در «اکنون» بود. دکتر مهدی دوایی توضیح داد که بخش مهمی از حال بد انسان از افسوس گذشته یا نگرانی نسبت به آینده سرچشمه میگیرد.
- تجربه تنهایی
بخش مهم دیگری از جلسه به تنهایی اختصاص داشت. در این بخش میان چند نوع تنهایی تمایز گذاشته شد.
نوع نخست، تنهایی فیزیکی است؛ یعنی فرد کسی را در اطراف خود ندارد. این وضعیت ممکن است با ایجاد رابطه، یافتن دوست، ازدواج یا حضور در جمع تا اندازهای تغییر کند.
نوع دوم، احساس تنهایی در میان دیگران است. در این حالت، خانواده، دوستان یا اطرافیان حضور دارند، اما فرد احساس میکند کسی او را نمیفهمد و با او همدلی ندارد.
نوع سوم، تنهایی فرد با خودش است؛ زمانی که شخص خود را نمیشناسد، با علایق، تواناییها، ضعفها، هدفها و ویژگیهای شخصی خود آشنا نیست یا از خود ناراضی است. در این بخش، خودشناسی بهعنوان راهی برای مواجهه با این نوع تنهایی مطرح شد.
نوع چهارم، تنهاییای است که هیچکس نمیتواند آن را بهطور کامل از انسان بگیرد. درد جسمی، بیماری، دلشکستگی و بعضی رنجهای شخصی را هر فرد در نهایت خودش تجربه میکند. دیگران میتوانند همدلی کنند و در کنار فرد باشند، اما نمیتوانند دقیقاً جای او درد را تحمل کنند.
در جلسه تأکید شد که انسان باید تنهایی انتخابی، آگاهانه و همراه با شفقت به خود را نیز تجربه کند. این تجربه به معنای قطع رابطه با دیگران نیست، بلکه به فرد کمک میکند هنگام تنهایی اجباری نیز بتواند با خود و شرایطش کنار بیاید.
همچنین بر احترامگذاشتن به خلوت دیگران تأکید شد. ممکن است همسر، فرزند یا دوست فرد گاهی بخواهد مدتی در تنهایی خود بماند و لازم نیست همواره از او خواسته شود فوراً درباره احساساتش توضیح بدهد.
- جایگاه شادی و خوشگذرانی
در بخش بعدی جلسه، شادی و خوشگذرانی بهعنوان یکی از عوامل مؤثر در تابآوری مطرح شد. خندیدن، گفتن لطیفه، دیدن برنامههای کمدی، حضور در جمع دوستان، رفتن به کافه، خوردن خوراکیهای مورد علاقه و انجام فعالیتهای لذتبخش، بخشی ضروری از زندگی معرفی شد.
دکتر دوایی تأکید کرد که افراد نباید هنگام استراحت و شادی احساس عذاب وجدان داشته باشند. خوشگذرانی الزاماً اتلاف وقت نیست و میتواند توان فرد را برای ادامه فعالیتهای هدفمند افزایش دهد.
البته شادی و تفریح نباید به راهی دائمی برای فرار از واقعیت تبدیل شود. اگر خوشگذرانی جای دیگر بخشهای ضروری زندگی، از جمله مسئولیتها، تنهایی، مواجهه با مشکلات و فعالیتهای هدفمند را بگیرد، تعادل زندگی به هم میخورد. هر بخش باید سهم خود را داشته باشد.
- فعالیت هدفمند و پرورش یک مهارت
آخرین محور جلسه، اهمیت «کار» بود. در اینجا میان کار و شغل تفاوت گذاشته شد. شغل معمولاً با درآمد همراه است، اما کار هر فعالیت هدفمندی است که فرد از طریق آن چیزی تولید میکند، مهارتی را به کار میگیرد یا نتیجهای قابل مشاهده به وجود میآورد.
آشپزی، خیاطی، نویسندگی، ترجمه، تدریس، نقاشی، عروسکبافی، نوازندگی، طراحی، نجاری، فعالیتهای پژوهشی و مدیریت، از جمله نمونههایی بودند که شرکتکنندگان مطرح کردند.
از حاضران خواسته شد از خود بپرسند چه کاری بلدند و کدام مهارت را میتوانند بهشکل عمیقتر دنبال کنند. تأکید جلسه بر این بود که هر فرد دستکم یک فعالیت قابل ارائه و قابل مشاهده را انتخاب کند و بهصورت جدی آن را پرورش دهد.