
تابآوری؛ از دلخوری تا گفتوگو، از ناکامی تا معنا
۱.۳۴۴ واژه، ۷ دقیقه زمان خواندن
جلسه نخست نشست هنرماندن و دوباره برخاستن روز سهشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵ در محل کانون گفتوگو با حضور علاقمندان به این موضوع برگزار شد. در این نشست که به صورت کاملاً تعاملی برگزار شد آقای دکتر مهدی دوایی دربارۀ تابآوری در روزهای دشوار با حاضرین گفتوگو کردند.
دکتر دوایی در این نشست راهکارهایی را برای تابآوری در روزهای دشوار مطرح کردند. در آغاز جلسه گفته شد که هنگام دلشکستگی و آسیب عاطفی، همان بخشهایی از مغز فعال میشوند که در هنگام درد و آسیب جسمی واکنش نشان میدهند. ازاینرو، تجربه شکست عاطفی، ناکامی و زمینخوردن را نباید تجربهای غیرواقعی یا کماهمیت دانست.
بخشیدن و رهاکردن
دکتر مهدی دوایی در آغاز گفتوگو، از شرکتکنندگان درخوسات کردند که دربارۀ تجربههای شکست، دلخوری، پرخاشگری، سوگ و زمینخوردنهای خود صحبت کنند. در ادامه ایشان تأکید کرد که رهاکردن یک تجربه به معنای فراموشکردن آن نیست. ممکن است فرد حادثهای را به یاد داشته باشد، اما اثر آن را مدیریت کرده باشد و دیگر با یادآوری آن بهشدت آشفته نشود.
در این بخش، بخشیدن نیز از فراموشی جدا شد. در بخشیدن فرد همچنان آنچه اتفاق افتاده است به یاد دارد و حتی ممکن است توانایی مقابلهبهمثل داشته باشد، اما آگاهانه تصمیم میگیرد طرف مقابل را آزار ندهد. بنابراین، بخشیدن نه فراموشی است و نه ناتوانی؛ بلکه فرد میتواند واکنش نشان دهد، اما تصمیم میگیرد چنین نکند.
همچنین گفته شد که گاهی فرد هنوز نتوانسته است کسی را ببخشد و لازم است ابتدا تکلیف دلخوری خود را روشن کند. دلخوریهای حلنشده، اگر بر روی یکدیگر انباشته شوند، بهتدریج حساسیت فرد را افزایش میدهند. در چنین وضعیتی، یک اتفاق کوچک میتواند مجموعهای از رنجهای قبلی را دوباره فعال کند.
بیان مشکل و نامگذاری احساسات
بیانکردن مشکل، میتواند به افزایش تابآوری کمک کند. وقتی انسان دربارۀ رنج، خطا، ترس یا دلخوری خود حرف میزند، از ابهت و سنگینی آن کاسته میشود. اعتراف در سنت مسیحی، بیان خطا نزد بزرگان و صحبتکردن با مشاور، نمونههایی از همین فرایند است. گفتوگو در این معنا رویکردی آرامبخش است؛ زیرا فرد از طریق حرفزدن، بخشی از آنچه در درونش انباشته شده است بیرون میآورد.
دو راه مواجهه با دلخوریها
برای برخورد با دلخوریها، شکستها و تجربههای ناخوشایند، دو مسیر اصلی مطرح شد. مسیر نخست، بخشیدن از سر عشق بود. در این حالت، فرد میتواند طرف مقابل را آزار دهد، اما به دلیل علاقهای که به او دارد، تصمیم میگیرد از این کار بگذرد.
مسیر دوم، گفتوگو با طرف مقابل بود. در این شیوه، فرد دلخوری خود را پنهان نمیکند و اجازه نمیدهد مسئله در درون او باقی بماند و به انباشتگی تبدیل شود. او آنچه را تجربه کرده است بیان میکند، اما گفتوگو را بهگونهای پیش میبرد که به تخریب طرف مقابل منجر نشود.
نقش روابط جمعی در تابآوری
روابط جمعی در تاب آوری نقش مهمی دارند. در بخشی از جلسه، به تفاوت رویکرد فردگرایانه با سنتهای جمعی اشاره شد. گفته شد که در گذشته، همسایهها در زندگی یکدیگر حضور بیشتری داشتند، مشکلات را با یکدیگر در میان میگذاشتند و در شادیها و دشواریهای هم شریک میشدند. برای نمونه، در برگزاری یک عروسی، چندین خانواده و همسایه مشارکت میکردند.
گفتوگوی بدون تخریب
در ادامه جلسه، چهار وضعیت برای رابطه و گفتوگو مطرح شد:
- من خوب هستم، تو خوب هستی؛
- من خوب هستم، تو خوب نیستی؛
- من خوب نیستم، تو خوب هستی؛
- من خوب نیستم، تو خوب نیستی.
گفتوگوی مطلوب، گفتوگویی است که در آن فرد هم مسئله را بیان کند و هم طرف مقابل را تخریب نکند. در این شیوه، ابتدا باید خود موضوع گفته شود؛ برای مثال: «ما ساعت چهار قرار داشتیم و تو ساعت چهار و نیم آمدی.» سپس فرد بهجای برچسبزدن به شخصیت طرف مقابل، تجربه خود را بیان کند.
سه «من» در گفتوگو
برای بیان سازنده دلخوری، سه بخش پیشنهاد شد:
احساس من: فرد بگوید چه احساسی داشته است؛ برای مثال: «من احساس خوبی نداشتم» یا «احساس کردم به من توجه نشده است.»
نیاز من: فرد نیاز خود را روشن کند؛ برای مثال: «من به حمایت تو نیاز دارم.»
تقاضای من: فرد درخواست مشخص خود را بیان کند؛ برای مثال: «تقاضا دارم وقتی با هم قرار میگذاریم، به زمان قرار توجه کنیم.»
در این مدل، فرد مسئله را پنهان نمیکند، اما به شخصیت طرف مقابل برچسب نمیزند. بهجای آنکه بگوید «تو همیشه بیملاحظهای» یا «تو آدم بدقولی هستی»، درباره اتفاق مشخص، احساس خود، نیاز خود و تقاضای خود سخن میگوید.
تأکید شد که هر سیستمی که یکی از اعضای آن بازنده باشد، در نهایت خود آن سیستم نیز بازنده خواهد شد. این موضوع از روابط خانوادگی تا ساختارهای بزرگتر اجتماعی صادق دانسته شد. اگر فرد دیگری را وادار کند برخلاف میل خود کاری انجام دهد، ممکن است در ظاهر پیروز شده باشد، اما نارضایتی طرف مقابل بر کل رابطه اثر خواهد گذاشت.
آمادگی برای واکنشهای متفاوت دیگران
گفتوگوی صحیح الزاماً به این معنا نیست که طرف مقابل همان واکنشی را نشان خواهد داد که ما انتظار داریم. بدینمعنا که در کنار یادگیری شیوۀ گفتوگو، باید برای واکنشهای مختلف طرف مقابل نیز آماده بود. فرد نمیتواند رفتار دیگری را بهطور کامل کنترل کند، اما میتواند از پیش بداند که امکان دارد طرف مقابل مطابق انتظار او رفتار نکند.
همچنین بر اصلاح باورهای تکگزینهای تأکید شد. اگر فرد باور داشته باشد که هرکس باید الزاماً مطابق انتظار او رفتار کند، حال خود را به رفتار دیگران وابسته کرده است.
اجازه خطاکردن به خود و دیگران
انسانها باید به خود و دیگران اجازه خطاکردن بدهند. انتظار اینکه همسر، فرزند، پدر، مادر، همکار یا افراد جامعه همیشه مطابق معیارهای ما رفتار کنند، انتظاری دشوار و فرساینده است.
همچنین پیشنهاد شد تعداد افرادی که رضایت و تأییدشان برای زندگی فرد تعیینکننده است محدود شود. اگر کسی بخواهد همزمان پدر، مادر، همسر، فرزند، همکاران، مدیران و همه اطرافیان را راضی نگه دارد، حرکت او شبیه کسی خواهد بود که باید با چندین ریتم متفاوت همزمان حرکت کند.
در عین حال، حتی افراد مهم زندگی نیز همیشه مطابق انتظار ما عمل نمیکنند. بنابراین، لازم است توقعات تنظیم شود و به یکدیگر اجازه داده شود که اشتباه کنیم، دلخور شویم، حرف بزنیم و گاهی رفتاری متفاوت از خواسته دیگری داشته باشیم.
ایجاد فضایی برای بیان دلخوری
در روابط نزدیک، باید به طرف مقابل اجازه داده شود دلخوری خود را بیان کند. اگر همسر یا یکی از اعضای خانواده بداند که با گفتن یک انتقاد، چند روز قهر یا تنش در انتظار اوست، ممکن است به این نتیجه برسد که بهتر است اصلاً حرف نزند. در این صورت، دلخوریها در درون رابطه باقی میمانند و انباشته میشوند.
در جلسه تأکید شد که دو مسیر عشق و گفتوگو باید در کنار یکدیگر دنبال شوند: گاهی فرد از سر عشق مسئلهای را میبخشد و رها میکند و گاهی لازم است آن را با گفتوگویی روشن و بدون تخریب مطرح کند.
رازها، تحمل و قدرت روانی
در بخشی از گفتوگو، به افرادی اشاره شد که رازها و ناگفتههای زیادی را در خود نگه داشتهاند. گفته شد که بعضی انسانها توانایی بالایی در نگهداری رازها دارند و میدانند بیان بعضی اطلاعات ممکن است زندگی افراد زیادی را دگرگون کند.
در این زمینه، به این مضمون اشاره شد که اهمیت انسانها تنها به حرفهای گفتهشده آنان نیست، بلکه حرفهای ناگفته آنها نیز بخشی از ظرفیتشان را نشان میدهد. دل انسان نیز به ظرف تشبیه شد و گفته شد که بهترین ظرف، جادارترین آن است.
بااینحال، میان سرپاماندن و قهرمانبودن تفاوت گذاشته شد. هدف این نیست که فرد همهچیز را بدون رسیدگی در خود نگه دارد، بلکه باید بتواند با مسئله روبهرو شود، درباره خود شناخت داشته باشد و متناسب با موقعیت، یکی از گزینههای ممکن را انتخاب کند.
امید به ظرفیت انسان
در پایان بخش نخست، بر ظرفیت انسان برای تحمل و عبور از شرایط دشوار تأکید شد. گفته شد که انسانها میتوانند در وضعیتهای گوناگون تاب بیاورند و بهترین توان خود را در برابر جهان و برای خودشان به کار گیرند.
جلسه با این تأکید ادامه یافت که بحرانها اگرچه در هنگام وقوع بزرگ، ماندگار و پایانناپذیر به نظر میرسند، اما تجربه زیسته انسان نشان میدهد که شرایط تغییر میکنند و بسیاری از بحرانها سرانجام میگذرند.
در پایان جلسه آقای مهندس مهدی فیروزان غزل حافظ با مطلع «یوسف گمگشته بازآید به کنعان، غم مخور» را خواندند و ابیات آن را با موضوع تابآوری پیوند دادند.